|
سفر نامه باران
| ||
|
ميان بقچه زمين
هميشه يک صداي خوب يک طلوع تازه هست که دستهاي سخت هر درخت وچشمهاي هرپرنده ي مهاجري درانتظار اوست و ديدنش اگرچه بارها وبارها ولي درست مثل خنده اي دوباره تازه س و راه او، درامتداد راه سبز جويبار درون قلب دانه اي به زير خاک کنار من،کنارتو، ونام او: بهــــــــــــــــار....
سلام شکوفه های پیشواز رفته ی درختان! سلام تازگی! سلام بهار! [ پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 23:15 ] [ فاطمه قشمي ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||