|
سفر نامه باران
| ||
|
دستي بر آمد و سنگي آيينه هاي شاد و غزل خوان شهر را تكه تكه كرد زمين پر شد از آيينه هاي شكسته پر شد از روشني ، از آفتاب و آن كه آيينه ها را شكست ندانست كه حالا دست تمام كودكان شهر يك تكه آفتاب ، يك تكه روشني ، يك تكه نور، هست . «فاطمه قشمي» [ سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 14:2 ] [ فاطمه قشمي ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||